حجت الاسلام و المسلمین علم الهدی ، امام جمعه ی مشهد مقدس

بسم الله الرحمن الرحیم

بعضی افراد آدم های متدینی هستند و برای دین و تعبد دینیشان خوب هستند اما در مقام درک ، توان و شعور عقلی افراد ضعیفی هستند و غالبا در تشخیص هایشان دچار مشکل می شوند. بعضی ها نیز از نظر جنبه های فکری آدم های قوی ای هستند و عقلانیتشان بالاست منتهی تعبد دینیشان ضعیف است. انسان مطلوب انسان جامع بین عقل و دین هست. مرحوم آیت الله عبادی بهترین نماد به عنوان جامع بین عقل و دین بودند. شخصیت عقلانی ایشان به عنوان یک آدم اندیشمند ، متفکر ، آدم کاملا موقعیت شناس در همه ی شرایط و در مقام اجرا هم انسانی که مجموعه ی برنامه هایشان بر اساس عقلانیت و با یک هوشیاری خاصی که کمتر افراد در عرصه های اجرایی از این هوشیاری و این تعقل برخوردارند همراه بود و از نظر تعبد دینی هم یک اسوه و الگوی به تمام معنا بودند . لذا جمله ای که در آن می توانیم شخصیت ایشان را معرفی کنیم به عنوان یک شخصیت نادر و فوق العاده ؛ نماد جامع بین عقل و دین خواهد بود.

مرحوم آیت الله عبادی از افاضل بزرگوار گذشته ی حوزه ی علمیه ی مشهد و از علمای معظم شیعه در مراحل نهایی عمر بودند به عنوان یکی از علمای بزرگ در عرصه ی نظام و انقلاب و به عنوان یک خدمتگزار انقلابی مراحل نهایی عمرشان را گذراندند و در ابتدای جوانی هم جزء فضلای به نام و متدین حوزه ی علمیه ی خراسان به حساب می آمدند.آشنایی بنده با آیت الله عبادی از زمانی است که ایشان طلبه ی جوانی بودند و در مدرسه ی سلیمان خان تحصیل می کردند و بنده هم یک طلبه ی نوجوان بودم و سن ایشان از بنده بیشتر بود و طبیعتا رشد و شخصیت علمی و حوزوی ایشان هم به مراتب از من بالاتر بودند و به عنوان طلبه ی نوجوانی بودم که ایشان جزء فضلای ارزشمند حوزه بودند و در حوزه هم به عنوان یک طلبه ی متدین و متعبد و هم به عنوان یک طلبه ی درس خوان مطرح بودند. در آن روزگار و با شرایط آن روز حوزه ، طلاب حوزه طبقه بندی می شدند. البته جمعیت حوزه در آن زمان جمعیت زیادی نبود و تعداد طلبه ها محدود بود. این طبقه ها در یک تباری ارزیابی می شدند که حضرت آیت الله عبادی جزء افراد نشان دار در این تبار بودند و تا زمانی که ایشان مشهد بودند ما خدمت ایشان ارادت کامل داشتیم و وجودشان مایه ی افتخار تمام اساتیدی بود که حضرت آیت الله عبادی در درس آنها شرکت می کردند. ایشان در کنار تحصیل، تدریس هم داشتند. شاگردانی در حوزه ی علمیه ی خراسان داشتند. اولین مرحله ای که آیت الله وحید از نجف به مشهد منتقل شدند که مقارن با رحلت مرحوم آیت الله العظمی بروجردی در قم بود ، حضرت آیت الله عبادی جزء فضلای برجسته ای بودند که جزء شاگردان اولیه ی آیت الله وحید قرار داشتند و در آن روز درس آیت الله وحید در مشهد در کنار درس آیت الله میلانی به عنوان یک درس برجسته ی حوزه به شمار می آمد و مجمع فضلای به نام مشهد در درس آیت الله وحید بود و بعد که آیت الله وحید از مشهد به نجف برگشتند عده ای از طلاب مشهد از مشهد به نجف هجرت کردند من جمله مرحوم آیت الله عبادی. شاید شرایط آن روز زندگی ایشان اقتضا نمی کرد که این هجرت را انجام دهند ولی با همه ی نامساعد بودن شرایط برای ادامه ی تحصیل به نجف هجرت نمودند و طبیعیست در نجف هم از محضر اساتید آن روز نجف، حداکثر استفاده را داشتند و سالیانی را در حوزه ی علمیه ی نجف مشغول تحصیل بودند که البته در این دورانی که ایشان به نجف هجرت نمودند و سپس به قم رفتند بنده در خدمت ایشان نبودم ولی بر حسب همان آشنایی که با ایشان داشتیم در بعضی برخوردها که خدمت ایشان می رسیدیم به عنوان یک اسوه ی اخلاقی و یک الگویی که در تعبد برای هر طلبه ی جوان و نوجوانی می شود او را یک نمونه قرار داد شخصیت ایشان مورد توجه طلاب در همه ی این ادوار و زمان ها بود.

در دوران طلبگی که بنده خدمت ایشان ارادت داشتم یک سفر تبلیغی به بیرجند به همراه ایشان در ماه رمضان سال ۱۳۴۱ که مصادف با بهمن ۱۳۴۱ بود داشتیم و در ابتدای ماه رمضان که رفراندوم کذایی شاه برگزار شد ما در بیرجند بودیم و بنده در مدرسه ی معصومیه ی بیرجند حجره ای که در زمان حضور ایشان در بیرجند به ایشان تعلق داشت ما به اعتبار رفاقت و صمیمیت با آقای عبادی به آن حجره رفتیم و خود ایشان نیز بیرجند بودند منتهی بعد از اینکه ایشان برای تبلیغ به وطن خودشان که خوسف بود رفتند بنده در آن سال ماه رمضان را در بیرجند ماندم و آنجا منبر می رفت. در آن چند روزی که ما در بیرجند در خدمت ایشان بودیم یک صمیمیت فوق العاده ای بین ما و ایشان بود که در این صمیمیت نکته ی برجسته ی اخلاقی مرحوم آیت الله عبادی جنبه ی عاطفی و مهربان بودن ایشان بود که فوق العاده فرد مهربانی بودند و با وجود اینکه از نظر سن و سال طلبه ی جوان تری بودم ولی ایشان نسبت بنده احساس عاطفه ی شدیدی داشتند و با اینکه از نظر طلبگی بنده در عرض ایشان نبودم و یک طلبه ی کم سن و سال تری که سطح تحصیلاتم پایین تر بود و ایشان جزء فضلای به نام حوزه بودند محبت و مهربانی فوق العاده ای انجام می دادند که صمیمیت فوق العاده ای در دوران حضورمان در بیرجند بوجود آورده بود با وجود اینکه ما هم افق یکدیگر نبودیم، چون ایشان در سطح افاضل حوزه بودند و بنده یک طلبه ی معمولی بودم.

خصوصیتی که مرحوم آیت الله عبادی در دوران طلبگیشان در مشهد داشتند این بود که ایشان به عنوان طلبه ی مقدس بین طلاب معروف بودند و جزء مقدسین طلاب به شمار می آمدند که به طور طبیعی چون ایشان هم درس خوان بودند و هم مقدس ، در بین طلبه ها خیلی مورد توجه قرار می گرفتند. لذا ایشان از این جهت به عنوان یک طلبه ی درس خوان ساعی و کوشایی که بسیار مقدس هم هست و مقید به مستحبات و نوافل هست و از نظر اخلاقی هم با یک تقوای فوق العاده ای که طبیعتا هر جوانی را در آن سن و سال نشان دار می کند ایشان مورد توجه و علاقه ی بسیاری از بزرگان ، علما و اساتید بزرگ حوزه قرار گرفته بودند که این یک شخصیتی را برای مرحوم آیت الله عبادی در جوانیشان در حوزه ی علمیه ی خراسان بوجود آورده بود.

البته این آثار اخلاقی و تقوا و تعبد ایشان در همه ی مراحل زتدگی و فعالیت های اجتماعیشان به طوری که کاملا مشهود است بروز کرده بود. در آن دورانی که ایشان بعد از پیروزی انقلاب امام جمعه ی زاهدان و نماینده ی ولی فقیه و نماینده ی امام در سیستان و بلوچستان بودند و هم در مدتی که ایشان به مدت ۱۲ سال امام جمعه ی مشهد مشغول به فعالیت بودند همه ی آنچه را که دیگران از ایشان به یاد دارند وابسته ی به خاصیت تقوایی و دیانتی و تعبدی خاص ایشان بوده است که این حتی بقیه ی امتیازاتی که مرحوم آیت الله عبادی از نظر علم ، از نظر فقه و حتی در عرصه ی انقلاب به عنوان ابوالشهیدین ؛ پدر دو شهید داشتند در واقع اینها را تحت الشعاع آن شخصیت تعبدی و تقوای ایشان قرار داده بود.

بنده دو سه سال بعد از رحلت ایشان خواب دیدم که در یک باغستان های بسیار وسیعی هستم و ابتدائا به شهید مظلوم آیت الله بهشتی برخورد کردم که با لباس خیلی فاخری قدم می زدند و خدمت ایشان رسیدم و ایشان هم بنده را خیلی مورد تفقد قرار دادند و در ضمن سوالاتی که از ایشان می کردم از وضعیت شخصیت هایی که در این انقلاب به شهادت رسیدند و یا در عین خدمت به رحمت خدا رفتند سوال کردم. ایشان به باغ وسیعی اشاره کردند و فرمودند اکثر اینان در این باغند، من گفتم که می توانم بروم و جایگاهشان را ببینم که ایشان فرمودند به طور رسمی نمی شود کسی وارد آنجا شود و شما نمی توانید یا به تعبیری کسانی که در این دنیا زندگی می کنند در آنجا راه ندارند ولی فرمودند من شما را از دری می برم منتهی از هر راهی که شما رفتی باید بلافاصله خودت را از دیواری یا یک جایی بیایی بیرون ، چون آنجا جای توقف نیست. ایشان من را جایی بردند و آنجا بعضی از بزرگان را دیدم که در عالم رویا مشخص بود که من آنها را می دیدم و آنها مرا نمی دیدند و خیلی از بزرگان را آنجا زیارت کردم که خیلی از آنها را هم نمی شناختم. از جمله کسانی که من آنجا دیدم مرحوم آیت الله عبادی بود که ایشان از جمله کسانی بودند که من ایشان را دیدم و حتی جلو رفتم و با ایشان احوالپرسی کردم و چون مرا نمی دیدند جواب احوالپرسی را نمی دادند و من تعجب می کردم که چرا ایشان بی اعتنایی می کنند که بعد متوجه شدم من را نمی بینند و من آنها را می بینم و آنها مرا نمی دیدند و چند لحظه که ایستادم مرحوم آیت الله بهشتی فرمودند که بیشتر از این نمی توانید بایستید و از یک طرفی بیرون آمدم. نکته ای که برای من جالب توجه بود در آنجا که من به عالم رویا رفتم افرادی را دیدم که اینها در موقعیت های برجسته ای بودند که من تعجب کردم که اینها افرادی هستند که در دوران حیات موقعیت برجسته ای حتی از جهت اثرگذاری در انقلاب هم نداشتند ولی آنجا موقعیتشان خیلی برجسته بود که ظاهرا آن اخلاصی که آنها داشتند مقامات آنها را بالا برده است و در ردیف آنها که غالبا شهدای انقلاب بودند حضرت آیت الله عبادی را دیدم. غیر از ایشان دو سه نفر دیگر را هم دیدم که به اجل طبیعی از دنیا رفتند ولی در ردیف مجمع شهدا بودند که معلوم می شود علی ای حال اخلاصشان در خدمت گذاری انقلاب و نظام طوری بوده است که با اینکه با اجل طبیعی از دنیا رفته اند به عنوان یک شهید در درجات و مقام های شهدا در عالم برزخ هستند.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

منبع : اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان خراسان جنوبی

دسته بندی شده در:,

نوشته شده توسطمقداد عبادی