عبادی

دعای کمیل شاهد امام خمینی(ره)

عبادیسال دوم دبیرستان بودم. اداره آموزش و پرورش ناحیه ۴ در روز تاسوعا، دانش آموزان مدارس این ناحیه را برای اقامه نماز ظهر و برگزاری مراسم تاسوعا به محل برگزاری مراسم در میدان جانباز دعوت نموده بود. نماز به امامت حضرت آیت الله عبادی برگزار می شد. بین دو نماز ناگهان به ذهنم خطور کرد که آقا رو برای مراسم دعای کمیل مدرسه شاهد امام خمینی(ره)، دعوت کنم.

دست یکی از فرزندان شهدا رو گرفتم و خودمون رو فوری به آقا رسوندیم. یادم می یاد روز یکشنبه بود. خدمت آقا سید مهدی با زبان نوجوانیم عرض کردم مراسم دعای کمیلی داریم که فرزندان شهدا در آن شرکت می کنند و آدرس مدرسه فلان جاست و شما هم قدم رنجه کنید.

پنجشنبه همان هفته مراسم دعای کمیل شروع شده بود که ناگهان خدمه مدرسه بدو بدو و با صدای بلند منو که در طبقه اول مدرسه و محل نمازخانه بودم صدا می کرد. فلانی بیا چند نفر اومدن تو مدرسه و دنبال شما می گردند. وقتی رفتم پایین اقایی کت و شلواری گفت: آقای طهوریان، مسئول دعای کمیل شمایی ؟ عرض کردم بله. گفت من محافظ آیت الله عبادی ام. ایشان میخوان بیان دعای کمیل مدرسه شما.

داشتم بال در می آوردم. انگار دنیا رو به من داده بودن. دقایقی نگذشت که ماشین، امام جمعه محبوب شهرمون وارد حیاط مدرسه شد.

بله، آقا سید، پدر دو شهید، پدر معنوی شهرمون و محبوب دلهای مشهدی ها وارد مدرسه شدند و به همراه من اومدن به طبقه اول و در محل نمازخانه که مابقی حاضرین داشتند سینه زنی می کردند حضور بهم رساندند.

حدودا نیم ساعت تا چهل دقیقه در مراسم حضور داشتند و مجلس هنوز تمام نشده بود، محافظ حاج آقا گفت: آقا سید میخوان بروند.

اون شب انگار پیر مرادمون دل همه فرزندان شهدا رو جلا داده بود. روحشون شاد

دسته بندی شده در:

نوشته شده توسطمقداد عبادی