مصاحبه منتشر نشده با آیت الله عبادی

اگر صلاح میدانید از ولادت و دوران تحصیلات حوزوی خود برایمان بگویید ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

حقیر سید مهدی عبادی در سال ۱۳۱۵ ه.ش در شهر خوسف از توابع بیرجند متولد شدم و تحصیلات حوزوی را در مدرسه علمیه ای که مرحوم پدرم در خوسف ساخته بود شروع کردم . و به مدت دو سال در آن مدرسه تحصیل کردم . و بعد به مدرسه علمیه معصومیه بیرجند رفتم و مدت دو سال هم آنجا بودم و تا پایان ادبیات و منطق درس خواندم.

در چه سالی وارد حوزه علمیه مشهد شدید و در کدام مدرسه مشغول شدید ؟

حدود سالهای ۳۴ـ۱۳۳۳ ه.ش بود که به حوزه علمیه مشهد آمدم و چون مدرسه سلیمانیه که آن زمان به سلیمان خان معروف بود در بین مدارس مشهد از نظر علمی مشهور بود به آنجا رفتم و قریب به ده سال در این مدرسه تحصیل علم کردم .

اگر صلاح میدانید از اوضاع و احوال آن زمان مدرسه بگویید ؟

مدرسه سلیمانیه دارای یک ساختمان کهنه و قدیمی بود و در یک طبقه ساخته شده یود و حدود ۲۰ اتاق داشت و بسیار هم مرطوب بود بطوری که رطوبت تا نیمه های دیوار های اتاق رسیده بود ولی با همه این مشکلات ، بسیار مدرسه با صفایی بود و طلبه های اهل حال و صفا داشت که گمان نمی کنم هیچ یک از مدارس مشهد اینطور بود مثلا بچه های مدرسه آن قدر صمیمی بودند که کلید اطاقشان را روی میخی پشت در آویزان آویز میکردند و هر کس کاری داشت میتوانست داخل حجره شود و هیچ منعی هم نداشت یادم هست شب جمعه ای بنا بود در مدرس بزرگ جلسه ای باشد اتفاقا مدرس وسیله گرم کننده نداشت من کلید هر اطاق را گرفتم و در را باز کردم و دوازده چراغ برای مدرس پیدا کردم تا مدرس گرم شود.

هم مباحثه ها و هم اتاقی هایتان را به یاد دارید؟

بله ، هم مباحثه ام شهید عبدالوهاب قاسمی بود که بعد انقلاب اسلامی ، نماینده مردم محترم ساری شد و بعد هم در انفجار حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید مرحوم قاسمی بسیار خوش صدا و با شهامت بود و دیگری آقای کرباسی از طلاب مدرسه ابدالیه بود .

اما هم اتاقی باید عرض کنم که تا مدتها من یک اتاق تک نفره داشتم و در این اواخر با جناب ایمانی شاهرودی که اکنون از قضات تهران است هم اتاق شدیم و جالب اینکه در اتاق ما چوبی بود و زیر در به خوبی بسته نمیشد بطوری که گاه چند گربه از آنجا داخل اتاقمان می شدند.

حضرتعالی نزد کدام اساتید تلمذ کرده اید؟

شرح لمعه و معالم را خدمت مرحوم مدرس یزدی {ره} و مکاسب و کفایه را نزد مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینی که هر دو از فرهیختگان حوزه بودند درس گرفتم و چون مدرسه سلیمانیه و نواب از دیگر مدارس موقوفات بیشتری داشت به ما حدود ۲۰ تومان شهریه هم می دادند . البته من در همان زمان درسهایی در سطح شرح لمعه و مکاسب و بعدترها کفایه تدریس میکردم.

از دوران تحصیل خود خاطره ای هم دارید؟

البته که خاطره های فراوانی دارم از جمله اینکه برای طلاب بیرجندی که در مشهد مشغول تحصیل بودند برنامه ای ریخته بودم که بسیار مفید بود و آن اینکه هر روز قبل اذان صبح به حرم مشرف میشدیم و بعد از نماز به درس و بحث میپرداختیم و برای اینکه در طی مسیر از وقتمان استفاده کنیم باید آیاتی از قران یا مباحثی از نهج البلاغه را حفظ کنیم و در جلسه ای که آخر هفته داشتیم ارائه دهیم یادم هست روزی صفحه ای از خطبه قاصعه را حفظ کردیم و حضرت آیت الله وحید خراسانی هم به جلسه مان تشریف آوردند برنامه اینگونه بود که یک نفر آنچه را حفظ کرده بود میخواند و تجزیه و ترکیب و ترجمه و تحلیل میکرد و سوالاتی هم که پیرامون آن بحث مطرح میشد را پاسخ میگفت آنروز هم یکی از رفقا خیلی عالی مطالبش را ارائه کرد و حضرت آیت الله وحید بسیار خوشحال شد و از آن برنامه تجلیل فراوان نمود.

یکی دیگر از برنامه ها این بود که شب جمعه حتی گاهی وقتها ساعت ۱۲ شب به بعد اذکار و اورادی را میخواندیم و در آخر هم توسلی داشتیم و شهید قاسمی که صدای بسیار خوشی داشت میخواند و گاهی حال عجیبی پیدا میشد و این جلسات برکاتی داشت که هنوز هم فراموش شدنی نیست .

خاطره دیگر اینکه آن زمان به دستور حکومت طلاب را به اجبار به خدمت سربازی میبردند و همزمان با دستگیری آیت الله هاشمی و فرستادن ایشان به سربازی ، در مشهد هم سراغ من آمدند ولی از لطف خدا من در مدرسه نبودم و آنها دست خالی برگشتند .

 

 

دسته بندی شده در:

نوشته شده توسطمقداد عبادی