هجران یار

ازآن وقتی که رفتی چشم گریان شد

زهجرت نازنین در سینه طوفان شد

تو رفتی در گوشه ای تنها نشستم

کلامی گفتم و در خود شکستم

عبادی ،مردمان رایار بودی

پدر بودی برای شهر ما غمخوار بودی

عبادی چون خمینی مهربان بود

به سیمایش وفاداری نشان بود

عبادی از خمینی درس آموخت

چو شمعی بهر این پروانگان سوخت

عبادی مظهر خدمت به ملت

شعاع عشق بود و درس عزت

عبادی یاور مستضعفان بود

هزاران خیر بود وبس نهان بود

عبادی مشهدی را رهنما بود

زهر آلایش و زشتی جدا بود

عبادی در ره پیغمبران بود

چو مهدی یاور مستضعفان بود

عبادی رفت و یادش در دلم ماند

دمادم قصه هجران او خواند

علی گرگعلی طلبه مدرسه امام باقر(ع)

منبع : اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان خراسان جنوبی

دسته بندی شده در:,

نوشته شده توسطمقداد عبادی