خاطرات نزدیکان

به بهانه هشتمین سالروز ارتحال امام جمعه فقید مشهد؛

محافظ امام جمعه فقید مشهد با اشاره به جایگاه مردم در سیره مدیریتی آیت الله عبادی گفت: ایشان آشنای درد مردم بود و هیچ گاه خود را از آن ها جدا نمی دانست. مردم را سرمایه اسلام و انقلاب می دانست و معتقد بود هر چه به آنان خدمت شود، حقشان ادا نشده است.

«…این عالم خدمتگزار که شهادت دو جوان برومندش در جبهه‌های دفاع مقدس را صبورانه و شکرگزارانه تحمل می‌کرد، خود از دیرباز در شمار مبارزان راه اسلام و خدمتگزاران به ملت بود و سال های متمادی پرچم ارشاد و هدایت مردم و جوانان را در سنگر امامت جمعه در مشهد و زاهدان بر دوش داشتند، خدمات با ارزش این روحانی پرتلاش فراموش نشدنی است...» (سیدعلی خامنه ای، ۸اسفند ۱۳۸۳)

مرحوم آیت الله سیدمهدی عبادی(ابوالشهیدین)، امام جمعه فقید مشهد از معدود مردان خداست که در عین زهد و تقوا، عالمی عامل و اسوه مردم داری بودند. حتی امروز نیز که سال ها از عروج ملکوتی اش می گذرد، جلوی هر کس نامش را می بریم، بی درنگ و قبل از هر چیز، از محبوبیت کم نظیرش در میان مردم سخن می گوید. به بهانه هشتمین سالروز ارتحالش با چند تن از نزدیکانش به گفت و گو نشسته ایم.

سر تیم حفاظت آیت الله عبادی که از سال ۱۳۷۲ به مدت ۱۰ سال حفاظت از ایشان را بر عهده داشته است، در تشریح ویژگی های مدیریتی آیت الله عبادی اظهار داشت: ایشان آشنای درد مردم بود و هیچ گاه خود را از آن ها جدا نمی دانست، به حرف هایشان خوب و بادقت گوش می داد، به آحاد مردم خصوصا جوانان و اقشار محروم احترام می گذاشت و مردم نیز در انتخابات مجلس خبرگان با رأی بالای خود و نیز در تشییع جنازه ایشان که از باشکوه ترین تشییع ها بود، اوج ارادت خود را به این مرد خدا نشان دادند.

 

 

مردم را سرمایه اسلام و انقلاب می دانستند

 

وی افزود: ایشان در سفر به شهرستان ها ابتدا به زیارت مزار شهدا می رفتند؛ مگر این که مردم منتظرشان باشند. برای ایراد خطبه ها با مسؤولان و کارشناسان مشورت می کردند که خطبه را متناسب با نیاز مخاطب ارائه کنند. زمانی که در بیت یا دفتر حضور داشتند، اغلب تلفن ها را خودشان جواب می دادند و می گفتند: «می خواهم مردم به زحمت نیفتند»!

 

وی ادامه داد: ایشان مردم را سرمایه اسلام و انقلاب می دانستند که هر چه به آنان خدمت شود، حقشان ادا نشده است. هرگاه فرصتی دست می داد به مناطق محروم و حاشیه شهر و یا بازدید سرزده از خانواده شهدا و جانبازان می رفتند. برای حرف و حضور مردم احترام خاصی قائل بودند. همیشه دغدغه داشتند مردم از زمانه و مقتضیات آن خصوصا به لحاظ سیاسی و مذهبی آگاه باشند. حتی وقتی می خواستند مراسم سالگرد فرزندانشان را در زاهدان برگزار کنند، زمان مجلس را طوری تنظیم می کردند که با ساعات کاری مردم تداخل نداشته باشد و برایشان سبب زحمت نشود.

با بیان این که اخلاص ایشان از دیگر مواردی بود که سبب جذب مردم می شد، افزود: ایشان از علما و طلاب می خواستند با مطالعات به روز، برای افزایش آگاهی های مردم از تعالیم اسلام تلاش کنند؛ بیشتر با مردم، تعامل، بحث و مشاوره داشته باشند. هم چنین هر جا کوتاهی ای می دیدند طبق سیره نبوی بنا را بر ناآگاهی فرد می گذاشتند و گذشت می کردند.

 

 

به نقش جوان در سازندگی جامعه اعتقاد قلبی داشتند

 

محافظ آیت الله عبادی ابراز داشت:  ایشان برای مناسک مذهبی اهمیت ویژه ای قائل بودند. نسبت به امر به معروف و نهی از منکر بسیار تأکید داشته و معتقد بودند منکر، تنها در ظواهر نیست. بسیار مطالعه می کرده و مقید بودند مطالب سخنرانی هایشان برای مردم مفید باشد. علاقه خاصی به امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب داشتند و فرمایشات ایشان همیشه سرلوحه عملشان بود و در ملاقات های عمومی نیز بسیار مردم را به پشتیبانی ولایت فقیه سفارش می کردند.

 

وی تصریح کرد: آیت الله عبادی همیشه مسؤلان را به ایجاد زمینه کار و اشتغال برای جوانان توصیه می کرد. جوانان را به رعایت نظم و تقوا و حضور در مساجد و هیئات مذهبی سفارش می کرد. به نقش جوان در سازندگی جامعه اعتقاد قلبی داشتند و در برنامه های خود به دیدارهای جوانان اولویت داده و می گفتند جوانان به همراهی ما نیاز دارند. در مدارس و دبیرستان ها عینا شاهد ارادت جوانان و دقتشان نسبت به سخنان ایشان بودم.

 

 

سبک زندگی این عالم گرانقدر

 

محافظ ایشان در ادامه به تبیین ویژگی های شخصیتی آیت الله عبادی پرداخت و افزود: ایشان توجهی به دنیا نداشتند، بسیار اهل تقوا بودند و به رعایت آن سفارش داشتند. به سازندگی و ارشاد مردم همت داشتند، اهل انفاق بودند، با حداقل امکانات زندگی می کردند، هرجا دعوت می شدند به دور از هرگونه تشریفات حضور می یافتند، به شدت مخالف اسراف بودند، دوست داشتند در حد اقشار محروم زندگی کند. حتی زمانی که می خواستند عکس ایشان را برای انتخابات چاپ کنند، می گفتند عکس سیاه و سفید چاپ کنید تا با حداقل هزینه باشد.

 

از مارک خارجی پرهیز کرده و می گفت منفعت این ها به دشمن می رسد

 

وی افزود: اگر بنا بود لباس یا پارچه ای تهیه کنند، همیشه مارک های ایرانی را انتخاب می کردند و می گفتند باید تولید ملی را با خرید داخلی حمایت کنیم. از خوراکی و نوشیدنی های مارک خارجی هم پرهیز می کردند و می گفتند منفعت این ها به دشمن می رسد.

 

وی با اشاره به حساسیت آیت الله عبادی نسبت به رعایت حق الناس و خصوصا مسائل راهنمایی و رانندگی، اظهار داشت: ایشان بسیار انسان خوش قولی بودند؛ اگر جایی وعده دیدار یا سخنرانی داشتند و با ورود مسؤولان عالی رتبه کشوری همزمان می شد، ابتدا اجازه می گرفتند و می گفتند بگویید اگر مانعی ندارد، ما برویم استقبال، بعد بیاییم جلسه شما.


 

هوش سرشارش همیشه او را از دیگران متمایز می کرد

 

همسر خواهر آیت الله عبادی که از دوران کودکی با او همراه بوده است، گفت: هوش سرشارش او را از دیگران متمایز می کرد و در کلاس های درس همواره از دیگر شاگردان جلوتر بود. از جمله در مدتی که در مشهد و در محضر آیت الله میلانی بود، از شاگردان ممتاز به شمار می آمد.

 

وی ابراز داشت: پس از فوت آیت الله میلانی، آقای عبادی به اتفاق تعدادی از فضلا به نجف مشرف شدند و در آنجا نیز آن قدر ممتاز بود که مورد توجه همه بزرگان بود که برای نمونه می توان به این مورد اشاره کرد. در کلاس درس مراجع، مرسوم بود که پس از طرح یک پرسش از طلاب، امتحان می گرفتند. در کلاس درس آیت الله خویی، آقای عبادی موردی را مطرح کردند و چون بحث تخصصی تر شد، آیت الله خویی ما را به منزلشان دعوت کردند و در آنجا مباحثه علمی سنگینی با آقای عبادی داشتند و وقتی اطمینان پیدا کردند که از بار علمی قابل قبولی برخوردارند، سفارشات ارزنده ای به وی کردند و از آن پس از آقای عبادی در مواقعی به عنوان مشاور، نظراتی می گرفتند و برای اشکال یابی هم به وی دستوراتی می دادند.

 

وی افزود: پس از خروج علما از نجف به دلیل فشارهای صدام، ایشان نیز به قم آمدند و از زمانی که در محضر امام راحل(ره) رسیدند، همواره ارادت خاصی به ایشان داشتند. زمانی که بحث اعدام امام(ره) مطرح شد، آقای عبادی با جمعی از علمای مشهد به خدمت مراجع رسیده و اطلاعیه ای را صادر کردند که موجب تداوم این اعتراضات و در نهایت پشیمانی رژیم شاه از این تصمیم شد. پس از پیروزی انقلاب هم در محضر امام(ره) بودند و عاشقانه به مردم و انقلاب خدمت می کردند و همین خدمت خالصانه وی موجب شد تا امام(ره)، وی را برای حل اختلاف موجود در منطقه ای در کهکیلویه و بویراحمد، با سمت امامت جمعه به آنجا بفرستند.

 

 

اهتمام به افزایش دانش ادبی و فقهی طلاب

 

وی با اشاره به فضایل اخلاقی آیت الله عبادی در بیان درایت و آینده نگری وی، افزود: هفته ای یک یا دو جلسه برگزار می کردند و طلاب بیرجند و قاین را گرد هم جمع می کردند که این اقدام موجب ایجاد یک وحدت رویه رفتاری در حرکت های بعدی می شد. در این جلسات آموزش خطابه هم می دادند.

از دیگر برنامه های این جلسات این بود که آقای عبادی خطبه ای از نهج البلاغه را تجزیه و تحلیل می کردند و سپس امتحانی هم از شاگردان می گرفتند؛ اما غایت اصلی این جلسات بالا بردن دانش ادبی و فقهی شاگردان و تبیین دستورات نهج البلاغه برای خدمت به مردم بود.

 

همسر خواهر آیت الله عبادی اضافه کرد: پس از بازگشت از نجف و پیروزی انقلاب، به درخواست آیت الله کفعمی به زاهدان رفتند و در مدت حضورشان در این شهر منشأ خیر و برکات فراوانی بودند که از آن جمله می توان به ساخت مصلی و حوزه علمیه ای در این شهر اشاره کرد. در زمان جذب طلاب، مصاحبه های خاصی انجام می شد و آقای عبادی با وسواس طلاب را انتخاب می کرد و کلاس هایی را تا سطح مقدمه خارج در این حوزه علمیه برگزار می کرد.

 

وی گفت: ایشان عقیده داشتند که طلاب باید به لحاظ علمی، منبری و خطابه قوی بوده و جاذبه های شخصیتی داشته باشند و همین دقت نظر ایشان موجب شده تا امروز ما شاهد حضور شاگردان این حوزه علمیه در مناصب عالی باشیم و تعداد زیادی از آنان کسانی هستند که در آینده به وزنه های فقهی و علوم دینی مبدل خواهند شد.

 

 

محبوبیت در میان علمای اهل تسنن

 

وی افزود: آقای عبادی در بین علمای اهل تسنن منطقه نیز مورد احترام بودند و حتی منتقدان نیز با دیده بزرگواری به وی احترام می گذاشتند. رمز این موفقیت آقای عبادی در این بود که تلاش می کرد تا ابتدا همان منتقدان را جذب کند و چون به لحاظ علمی هیچ کس نمی توانست با وی رقابت کند، دیدگاه های علمی و فقهی وی را می پذیرفتند و از سوی دیگر چون می دیدند که وی با وجود این همه دانش و بزرگی به لحاظ اخلاقی متواضع تر از آنان است، باور داشتند که وی به آنچه می گوید عمل می کند.

آقای عبادی مقید بودند به تمام شهرهای استان سیستان و بلوچستان سفر کنند و با علمای تشیع و اهل تسنن جلساتی داشته باشند که در تمام این جلسات وقتی مباحث علمی و دیدگاه های گوناگون مطرح می شد، وی نیز نظر خود را بیان می کرد و پس از ساعت ها تجزیه و تحلیل می دیدند که بهترین نظر همان نظری است که آقای عبادی گفته است؛ لذا به جرأت می توانم بگویم که تمام علمای اهل تسنن منطقه، ایشان را از صمیم قلب دوست داشتند و احترام ویژه ای برای او قایل بودند و نظر وی را به عنوان نظری جامع می پذیرفتند.

 

وی گفت: رؤسای جمهور و وزیران و استاندارانی که با آقای عبادی آشنا بودند، همواره دیدگاه های وی را به عنوان فردی دلسوز و خیرخواه مدنظر داشتند و در بیشتر موارد نتیجه اقداماتی را که بر اساس نظر وی انجام داده بودند، به وی اعلام می کردند. برای نمونه ذکر این نکته خالی از لطف نخواهد بود که یکی از مسؤولان عالی رتبه کشور در خصوص آیت الله عبادی می گفت: ما کمتر عالمی داریم که در هر حوزه ای صاحب نظر باشد و در هر جلسه ای به تناسب موضوع جلسه حرفی برای گفتن داشته باشد و یا نظری بدهد که کارشناسان آن حوزه، آن را قبول نداشته باشند.

 

 

مگر خون فرزندان من از خون شهدای کربلا رنگین تر است؟

 

وی در بیان فضایل اخلاقی امام جمعه فقید مشهد گفت: ایشان به همه سر می زد و درد دل های همه را می شنید، اما در مقابل هیچ گاه برای کسی درد دل نمی کرد تا مبادا موجب رنجش خاطر کسی شود. حتی زمانی که در مراسم شهادت یکی از فرزندانشان، یکی از دوستان، وی را در آغوش گرفته و زاری می کرد، آن فرد را از خود جدا کرد و پس از آن که او را آرام کرد، بیان داشت: «مگر خون فرزندان من از خون شهدای کربلا رنگین تر است که بخواهیم این گونه ماتم زده باشیم، در حالی که شهادت بالاترین فیضی است که نصیب یک فرد می شود؛ پس جایی برای این همه ناله و شیون نیست!»

 

 

آیت الله عبادی ادعا نمی کرد، ولی در عمل مردم دار بود

 

مسؤل روابط عمومی و هماهنگی برنامه های آیت الله عبادی نیز اظهار داشت: بنده از سال ۱۳۷۹ از طریق کانون فرهنگی جوادالائمه(ع) با ایشان آشنا شدم و از سال ۱۳۸۰ به مدت سه سال در دفتر ایشان فعالیت داشتم.

 

ایشان عالمی عامل بود و هرچه به دیگران می گفت، ابتدا خودش آن را انجام می داد. بزرگ ترین ویژگی ایشان که اکنون حلقه مفقوده مدیریت مسؤولان ماست، مردم داری به معنای واقعی است. بسیاری سیاست مداران و مدیران ادعای مردم داری دارند، اما در عمل این گونه نیستند. آیت الله عبادی ادعا نمی کرد، ولی در عمل این گونه بود. بر نظارت مردمی بسیار تأکید داشتند. همیشه بین یک جلسه مردمی و یک جلسه تشکیلاتی، جلسه مردم را ترجیح می دادند. پس از فوتشان نیز با وصیتی که در خصوص خاکسپاری در بهشت رضا(ع) داشتند، این مردمی بودن را حفظ کردند.

 

وی با اشاره به تقوای بالای آیت الله عبادی، افزود: با وجود مشکلات زیادی که داشتند، بسیار خوش برخورد و صبور بودند؛ به گونه ای که حتی نزدیک ترین افراد هم از مشکلاتشان خبر نداشتند. هم چنین نسبت به احیا و بزرگداشت ایام فاطمیه(س) بسیار تأکید داشتند.

 

 

به معنای واقعی ساده زیست بود و به حداقل ها بسنده می کرد

 

وی خاطرنشان کرد: ایشان با این که برای ارتقاء دنیوی موقعیت های بسیاری داشتند؛ اما هرگز وارد نشدند. به معنای واقعی ساده زیست بودند و شاید یکی از بزرگ ترین مشکلات ایشان، همین اعتقاد به سبک زندگی اسلامی و زندگی بر طبق آن بود. با این که چه به لحاظ شخصیت حقوقی و چه حقیقی، می توانستند بهترین خانه، ماشین اسکورت و لباس و… را داشته باشند؛ ولی به حداقل ها بسنده می کردند و اهل تجملات نبودند.

 

وی با اشاره به بازدیدهای سرزده و به دور از تشریفات این عالم بزرگوار، ادامه داد: میان ما و ایشان عاطفه پدر و فرزندی حاکم بود. یک روز در کانون بودم که خواهرم با من تماس گرفت و گفت زودتر به خانه بیا. پرسیدم چه شده؟ گفت آیت الله عبادی به عیادت پدر آمده اند. هر گاه می شنیدند کسی از سفر زیارتی آمده، بدون تقید به کارت دعوت و قید و بندهایی از این دست، به دیدنش می رفتند. هر جا غذا می آوردند به نیت تبرک و این که دل مؤمن یا مستضعفی را به دست آورند، بدون اعتنا به این که برای بیماری شان خوب نیست، میل می کردند. هم چنین به شدت به نظم مقید بودند؛ به حدی که ما کارهای خود را با ایشان تنظیم می کردیم و یک بار به یاد ندارم از برنامه ای عقب بوده باشند.

 

مسؤول روابط عمومی و هماهنگی برنامه های آیت الله عبادی ابراز داشت: ایشان مجذوب ولایت بودند و همه چیزشان را در این مسیر فدا کردند. در موضع گیری ها، سخنرانی ها، خطبه ها و هرجایی از رهبر معظم انقلاب با عنوان «مقام منیع ولایت و مرجعیت» نام می بردند.

 

 

همواره حامی حوزه های علمیه بود و جوانان را برای ورود به حوزه تشویق می کرد

 

وی گفت: آیت الله عبادی همواره حامی حوزه های علمیه بوده و جوانان را تشویق می کردند وارد حوزه شوند. این نشانه بصیرت ایشان بود که از همان زمان به پرورش نیروهای جوان و نخبه حوزوی اهتمام داشتند. مسؤولان، بیشتر به جوان نگاه ابزاری دارند، در حالی که جوان، هویت و احترام می خواهد. آیت الله عبادی پول و امکاناتی نداشت که در اختیار جوانان بگذارد، ولی بسیار به آنان احترام می کرد و علاقه و ارتباط تنگاتنگی با این قشر داشت. تعداد نفرات جلسات برایشان مهم نبود؛ کافی بود بداند جایی چند جوان هستند، حضور می یافتند و جوانان آن قدر انرژی می گرفتند که اگر کمک مالی می شد، این قدر خوشحال نمی شدند. هرگاه جوانی نزدشان می آمد و ایشان نمی تواستند مشکلش را حل کنند، با همه وجود غصه دار می شدند و می گفتند حیف این جوانان که ما قدرشان را نمی دانیم و نمی توانیم از حضورشان استفاده کنیم.

 

 

خاطره ای به یاد ماندنی

 

مسؤول روابط عمومی و هماهنگی برنامه های آیت الله عبادی در ادامه به ذکر خاطره ای از روزهای درگذشت ایشان پرداخت و گفت:  پیش از برگزاری مراسم تشییع به دلیل حجم بالای تماس ها تلاش می کردم تا حد امکان پاسخگوی تلفن دفتر باشم. یکی از تماس گیرندگان، از برنامه تشییع جنازه و خاکسپاری سؤال کرد، جوابش را دادم و گفتم مراسم فلان ساعت از میدان ۱۵خرداد شروع می شود. اما دیدم باز از جزئیات سؤال می کند و آدرس دقیق می خواهد. من در حالی که متعجب بودم، گفتم آقا آدرس مشخص و واضح است. جواب داد من نابینا هستم و از بیرجند می خواهم بیایم؛ برای همین می خواهم آدرس دقیق داشته باشم. خیلی منقلب شدم که آیت الله عبادی چه شخصیت والایی داشته که یک فرد نابینا از راه دور این گونه خود را برای حضور در مراسم تشییعش مقید می داند.

 

 

حامی و نخستین امام نماز جماعت ظهر عاشورا بود

 

مسؤول کانون فرهنگی جوادالائمه(ع)، اخلاص، مردم داری، نظم و خوش قولی را از مهم ترین ویژگی های آیت الله عبادی برشمرد و افزود:بنا شد در ایام عاشورا و تاسوعا، نماز جماعت ظهر با حضور عزادارن در محل چهارراه شهدا اقامه شود که امامت نماز هر سال با ایشان بود. اگر حمایت ایشان نبود، نماز جماعت ظهر تاسوعا و عاشورا تا این حد فراگیر نمی شد؛ چنان که بعدها با حمایت حجت الاسلام قرائتی به صورت گسترده در سراسر کشور اجرایی شد.

 

وی یادآور شد: آیت الله عبادی شخصیتی بزرگ تر از این است که تنها در سالروز رحلتشان به ایشان پرداخته شود؛ ایشان سال ها خصوصا در دولت اصلاحات با وجود فشارهای بسیار، به این شهر خدمت کرده اند؛ ولی حقشان آن گونه که باید ادا نشده است.

دسته بندی شده در:,

نوشته شده توسطمقداد عبادی